هَل غَيرُ سَيلٍ مِن دَمٍ دافِقِ

عبد الرحيم محمودArabic30 lines1 public analyses
Original Poetry
Translation
هَل غَيرُ سَيلٍ مِن دَمٍ دافِقِ
آیا چیزی جز سیل خون جاری
يَروي غَليلَ الساخِطِ الحانِقِ
می‌تواند تشنگی فرد خشمگین را رفع کند؟
أَم غَيرَ لَألاءِ الظِبا وَالقَنا
یا چیزی جز درخشش شمشیرها و نیزه‌ها
يُزيلُ مِن قَلبي دُجى الغاسِقِِ
می‌تواند تاریکی شب را از دلم بزداید؟
كَرِهتُ ذا العالِمَ هَل مَأبَقٌ
از این دنیا بیزارم، آیا راه فراری
في عالَمٍ آخَرَ لِلآبِقِ
در دنیای دیگری برای فراریان وجود دارد؟
ضاقَت بِيَ الدُنيا وَإِنّي بِها
دنیا برایم تنگ شده و من در آن
أَضيَقُ يا لي مِن فَتىً ضائِقِ
بیشتر در تنگنا هستم، ای وای از جوانی که در تنگناست
روحِيَ عِبءٌ مُثقِلٌ عاتِقي
روحم باری سنگین بر شانه‌هایم است
أَيّانَ أَلقِى العِبءَ عَن عاتِقي
چه زمانی این بار را از شانه‌هایم برمی‌دارم؟
تَغلو عَلى الناسِ وَلكِنَّني
برای مردم گران است اما من
أَبيعُها لِلنّاسِ بِالدافِقِ
آن را به مردم به ارزانی می‌فروشم
مَتى أَراني بِتُّ طَيَّ الثَرى
چه زمانی خود را در خاک می‌بینم
يَسحَقُني بِالكَلكَلِ الساحِقِ
که مرا با سنگینی خرد می‌کند؟
وَأَغمِضُ العَينَينِ عَن عالَمٍ
و چشمانم را از دنیایی می‌بندم
لا يَعتَلى فيهِ سِوى الفاسِقِ
که در آن جز فاسق برتری نمی‌یابد
يَحظى بِهِ الكَذّابُ بِالمُشتَهى
دروغگو در آن به آرزوهایش می‌رسد
وَالتَعسُ لِلمُخلِصِ وَالصادِقِ
و بدبختی برای مخلص و صادق است
الخَيرُ وَالخُبزُ غَدا حِكرَةً
خیر و نان برای برخی انحصاری شده
لِبَعضِهِم وَالوَيلُ لِلسّارِقِ
و وای بر دزد
هُم أَوجَدوا السارِقَ مِن حاجَةٍ
آن‌ها دزد را از نیاز ایجاد کردند
وَقيلَ هذي قِسمَةُ الخالِقِ
و گفته شد این تقسیم خالق است
يا مَنطِقاً لَم يُروَ عَن عاقِلٍ
ای منطقی که از عاقل نقل نشده
العَيُّ خَيرٌ مِنهُ لِلنّاطِقِ
سکوت برای سخنگو بهتر از آن است
قَد مُحِقَ العَدلُ فَلا عادِلٌ
عدالت نابود شده و هیچ عادلی نیست
أَما لِأَهلِ الأَرضِ مِن ماحِقِ
آیا برای اهل زمین از نابود کننده‌ای نیست؟
مَتى أَرى الحَقَّ وَأَصحابَهُ
چه زمانی حق و یارانش را می‌بینم
يَعلونَ مِن أَدنى إِلى شاهِقِ
که از پایین به بالا می‌روند
وَأُبصِرُ الشَرَّ وَأَربابَهُ
و شر و اربابانش را می‌بینم
يَهوونَ مِن أَعلى إِلى ساحِقِ
که از بالا به پایین سقوط می‌کنند
 

Explanation

این شعر اثر عبد الرحیم محمود، شاعر معاصر عرب است که در آن به نارضایتی و ناامیدی از وضعیت اجتماعی و اخلاقی زمانه‌اش پرداخته است. شاعر از بی‌عدالتی و فساد در جامعه انتقاد می‌کند و آرزوی تغییر و بهبود وضعیت را دارد. او با استفاده از تصاویر قوی و استعاره‌های قدرتمند، احساسات خود را به تصویر می‌کشد. در این شعر، شاعر به مسائلی چون فساد، بی‌عدالتی، و نیاز به تغییر در جامعه اشاره می‌کند. او با بیان اینکه دروغگو به آرزوهایش می‌رسد و مخلص و صادق بدبخت می‌شوند، به تناقضات و نابرابری‌های اجتماعی اشاره دارد. همچنین، شاعر با استفاده از استعاره‌هایی مانند سیل خون و درخشش شمشیرها، شدت احساسات خود را نشان می‌دهد. این شعر به نوعی فریاد اعتراض شاعر به وضعیت زمانه‌اش است و او با آرزوی تغییر و بهبود وضعیت، به دنبال راهی برای فرار از این وضعیت است.

Word Dictionary118

WordIn ArabicIn Persian/FarsiPron.
هَلآیاآیا واقعاًhal
غَيرُجزغیر ازghayru
سَيلٍسیلجریان آبsaylin
مِنازاز طرفmin
دَمٍخونخون جاریdamin
دافِقِجاریروانdafiqi
يَرويسیراب می‌کندآب می‌دهدyarwi
غَليلَتشنگیعطشghalila
الساخِطِخشمگینعصبانیalsakhiti
الحانِقِغضبناکخیلی عصبانیalhaniqi
أَمیایا شایدam
لَألاءِدرخششنورla'la'i
الظِباشمشیرهاتیغه‌هاal-dhiba
وَالقَناو نیزه‌هاو نیزه‌هاwa-al-qana
يُزيلُمی‌زدایدبرطرف می‌کندyuzilu
قَلبيقلبمدل منqalbi
دُجىتاریکیظلمتduja
الغاسِقِشبشب تاریکal-ghasiqi
كَرِهتُمتنفرمبیزارمkarihtu
ذاایناین دنیاdha
العالِمَجهاندنیاal-alama
مَأبَقٌراه فرارپناهگاهma'baqun
فيدرداخلfi
عالَمٍجهاندنیاalam
آخَرَدیگردیگریakhar
لِلآبِقِبرای گریختهبرای فراریlil-abqi
ضاقَتتنگ شدهکوچک شدهdaqat
بِيَبر منبرای منbiya
الدُنيادنیاجهانal-dunya
وَإِنّيو منو من خودمwa-inni
بِهادر آندر آنجاbiha
أَضيَقُتنگ‌ترمکوچک‌ترمadiqu
ياایایya
ليوایوای بر منli
فَتىًجوانیپسر جوانfatan
ضائِقِدر تنگنادر تنگناda'iqi
روحِيَروحمجانمruhiya
عِبءٌباربار سنگینib'un
مُثقِلٌسنگینخیلی سنگینmuthaqilun
عاتِقيشانه‌هایمکتف‌هایمatiqi
أَيّانَکیچه وقتayyana
أَلقِىبرمی‌دارمبرمی‌دارمalqiy
العِبءَباروزنal-ib'a
عَنازاز طرفan
تَغلوگران استگران استtaghlu
عَلىبررویala
الناسِمردممردمal-nasi
وَلكِنَّنياما مناما منwalakinni
أَبيعُهامی‌فروشممی‌فروشمabi'uha
لِلنّاسِبه مردمبه مردمlil-nasi
بِالدافِقِبه ارزانیبه قیمت پایینbil-dafiqi
مَتىکیچه زمانیmata
أَرانيخود را می‌بینمخودم را می‌بینمarani
بِتُّشدمشدمbittu
طَيَّدر خاکدر زیرtayya
الثَرىخاکزمینal-thara
يَسحَقُنيمرا خرد می‌کندمرا له می‌کندyashaqni
بِالكَلكَلِبا سنگینیبا فشارbil-kalkali
الساحِقِخرد کنندهله کنندهal-sahiqi
وَأَغمِضُمی‌بندممی‌بندمwa-agmidu
العَينَينِچشمانمچشم‌هایمal-aynayni
لانهنهla
يَعتَلىبرتری نمی‌یابدبالا نمی‌رودya'tali
فيهِدر آندر آنجاfihi
سِوىجزغیر ازsiwa
الفاسِقِفاسقگناهکارal-fasiqi
يَحظىمی‌رسدبه دست می‌آوردyahza
بِهِدر آندر آنجاbihi
الكَذّابُدروغگوکسی که دروغ می‌گویدal-kadhabu
بِالمُشتَهىبه آرزوهایشبه خواسته‌هایشbil-mushtaha
وَالتَعسُو بدبختیو بیچارگیwal-ta'su
لِلمُخلِصِبرای مخلصبرای صادقlil-mukhlisi
وَالصادِقِو صادقو راستگوwa-al-sadiqi
الخَيرُخیرنیکیal-khayru
وَالخُبزُو نانو غذاwa-al-khubzu
غَداشدهگردیدهghada
حِكرَةًانحصاریمختصhikratun
لِبَعضِهِمبرای برخیبرای بعضیli-ba'dihim
وَالوَيلُو وایو بدبختیwa-al-wailu
لِلسّارِقِبرای دزدبرای سارقlil-sariqi
هُمآن‌هاآن‌هاhum
أَوجَدواایجاد کردندبه وجود آوردندawjadu
السارِقَدزدسارقal-sariqa
حاجَةٍنیازاحتیاجhajatin
وَقيلَو گفته شدو گفته شدwa-qila
هذيایناینhadhihi
قِسمَةُتقسیمبخشqismatu
الخالِقِخالقآفرینندهal-khaliqi
مَنطِقاًمنطقاستدلالmantiqan
لَمنشدنشدlam
يُروَنقل نشدهگفته نشدهyurwa
عاقِلٍعاقلخردمندaqilin
العَيُّسکوتخاموشیal-ayyu
خَيرٌبهتربهترkhayrun
مِنهُاز آناز آنminhu
لِلنّاطِقِبرای سخنگوبرای گویندهlil-natiqi
قَدنابود شدهاز بین رفتهqad
مُحِقَنابود شدهاز بین رفتهmuhiqa
العَدلُعدالتانصافal-adlu
فَلاهیچهیچfala
عادِلٌعادلیمنصفیadilun
أَماآیاآیاama
لِأَهلِبرای اهلبرای مردمli-ahl
الأَرضِزمینجهانal-ard
ماحِقِنابود کنندهاز بین برندهmahiqi
أَرىمی‌بینممشاهده می‌کنمara
الحَقَّحقدرستیal-haqqa
وَأَصحابَهُو یارانشو دوستانشwa-ashabahu
يَعلونَمی‌روندبالا می‌روندya'luna
أَدنىپایینپایینadna
إِلىبهبهila
شاهِقِبالابلندshahiqi
وَأُبصِرُو می‌بینمو مشاهده می‌کنمwa-ubsiru
الشَرَّشربدیal-sharra
وَأَربابَهُو اربابانشو صاحبانشwa-arbabahu
يَهوونَسقوط می‌کنندپایین می‌آیندyahwuna
أَعلىبالابلندa'la
ساحِقِپایینپایینsahiqi

Poet & Context

EraModern Era

عبد الرحيم محمود یکی از شاعران برجسته عرب در دوران معاصر بود. او در سال ۱۹۱۳ در فلسطین به دنیا آمد و در سال ۱۹۴۸ در جنگ استقلال فلسطین کشته شد. شعرهای او بیشتر به موضوعات ملی و اجتماعی می‌پردازد.

View on Wikipedia
WhenModern Era
Whyاین شعر به بیان نارضایتی و ناامیدی شاعر از وضعیت اجتماعی و اخلاقی زمانه‌اش می‌پردازد. شاعر از بی‌عدالتی و فساد در جامعه انتقاد می‌کند و آرزوی تغییر و بهبود وضعیت را دارد.
FormClassical Arabic Poetry

Themes & More

نارضایتی اجتماعیبی‌عدالتیفسادآرزو برای تغییر
استعاره: استفاده از تصاویر قوی مانند سیل خون و درخشش شمشیرها برای بیان احساساتتضاد: مقایسه بین دروغگو و صادق، و بین خیر و شرتشبیه: استفاده از تشبیهات برای توصیف وضعیت اجتماعی
هَل غَيرُ سَيلٍ مِن دَمٍ دافِقِ by عبد الرحيم محمود — Poem, Translation & Meaning